|
Rishsefid
کاربر ارشد
 وضعيت: آفلاين 6 اسفند ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 45
|
ارسال شده در: جمعه، 9 بهمن ماه ، 1388 10:18:15 موضوع مطلب: دو شعر بسیار جالب |
|
|
ناهید نوری
به نام خدایی که زن آفرید ------- حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن ------- و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی ------- برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا ------- شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد ------- مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من ------- رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف ------- مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما ------- بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود ------- مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب ------- شراره ، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر ------- براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید ------- و عمری مرا در کفن آفرید
به نام خدایی که سهم تو را ------- مساوی تر از سهم من آفرید
و پاسخ دندان شکن نادر جدیدی
بهنام خداوند مردآفرین ------- که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد ------- چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید ------- و شد نام وی احسنالخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد ------- مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت ------- ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم ------- تو زیباییام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونهام کار اوست ------- نه کار پزشک و پروتز، همین !
نداده مرا عشوه و مکر و ناز ------- نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بیریا آفرید ------- جدا از حسادت و بیخشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد ------- به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تکدرخت ------- و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک ------- من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود ------- که ای مرد پاکیزه و مهجبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر ------- و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایشات ------- نشسته مداوم تو را در کمین |
|