صفحه ی اول
انجمن ها ی گفتگو تصاویر
صفحه ی اول انجمن ها ی گفتگو تصاویر
استهبان
تنظیمات کاربری
جستجو تماس با ما
تنظیمات کاربری جستجو تماس با ما
  کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )
امروز 17 بهمن ماه ، 1390
 
 
وب سایت جامع استهبان :: نمايش موضوعات - ناگفته هاي زبان پارسي

`

ناگفته هاي زبان پارسي

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   وب سایت جامع استهبان صفحه اول انجمن -> انجمن ادبی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

mhp1289
کاربر ارشد

وضعيت: آفلاين
16 آبان ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 126
محل سكونت: بندرعباس

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 20 آبان ماه ، 1387 14:35:43    موضوع مطلب: ناگفته هاي زبان پارسي پاسخ همراه با اعلان

درود
اينم يه بخش دوست داشتني ديگه كه مختص كساني هست كه شيفته زبان شيرين و زيباي پارسي هستن
تا از عجايب و حقايق اين زبان ديرين و كهن كه هر جا شنيده اند به اين صورت به اشتراك براي اطلاع همگان بگذارند
تا همه بدانند كه اين زباني ست كه طي ساليان سال سرد و گرم چشيده و به خاطر جنگ ها و شكست و پيروزي در آن كه گاهي (البته بيشتر) ايران پيروز بوده و گاهي مغلوب ديگر قوم ها شده دستخوش تغيير و تحول شده است. از سوي بيگانه دگرگوني در اين زبان صورت گرفته و همچنين در زبان هاي معروف و كهن ديگر هم تغيير ايجاد كرده است. كلمات بسياري ست كه وارد زبان ما شده و كلمات بسياري هم وارد ديگر زبان ها شده است.
از دوستان مي خوام كه هر چه مطلب جهت اطلاع ادب دوستان و پارسي دوستان در اختيار دارند را در موضوع ناگفته ها زبان پارسي منعكس كنند
باشد كه تا آن جا كه مي توان و بنيان زبان پارسي به هم نمي ريزد پارسي گو باشيم
به اميد روزي كه زبان پارسي همان شود كه شاهنامه با آن سروده شد نه اين كه مي بينيم كه انگار لباسي پر از وصله پيله است از زبان ها ديگر
ناگفته نماند كه بنيان زبانمان باقي مانده است كه بيشتر حاصل تلاش گذشتگان و شاعران و اديبان مي باشد
اما نبايد بگذاريم فرهنگ بيگانه سبب از بين رفتن همين باقي مانده شود و بايد تلاش كنيم تا واژگان از دست رفته ها دوباره جان گرفته و به زبان پربار پارسي بازگردند.
اگر از همه ي بخش ها همه غفلت مي كنيد از اين يك بخش استقبال كنيد و در اندازه توانتان دين خود را نسبت به خاكتان و زبانتان كه خون ها برايش ريخته شده ادا كنيد.

تا آن جا كه مي شود و مي توان پارسي گو باشيد
با سپاس: mhp

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
تشکر کاربران
تشکر mhp1289 از اين تاپيک 

mhp1289
کاربر ارشد

وضعيت: آفلاين
16 آبان ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 126
محل سكونت: بندرعباس

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 20 آبان ماه ، 1387 14:45:11    موضوع مطلب: واژه هاي پارسي و بيگانه پاسخ همراه با اعلان

واژه هاي بيگانه ي پارسي و واژه هاي پارسي بيگانه!


بخش نخست
--------------------------------------------------------------------------------------------------

آيا مي‌دانستيد برخي‌ها واژه‌هاي زير را که همگي فرانسوي هستند فارسي مي‌دانند؟

الف) آسانسور، آلياژ، آمپول، املت
ب) باسن، بتون، بليت، بيسکويت
پ) پاکت، پالتو، پريز، پلاک، پماد، پوتين، پودر، پوره، پونز، پيک نيک
ت) تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تيراژ، تور، تيپ
خ) خاويار
د) دکتر، دليجان، دوجين، دوش، دبپلم، ديکته
ر) رژ، رژيم، رفوزه، رگل، رله، روبان
ز) زيگزاگ
ژ) ژن
س) ساردين، سالاد، سانسور، سراميک، سرنگ، سرويس، سري، سزارين، سوس، سلول، سمينار، سودا، سوسيس، سيلو، سن، سنا، سنديکا، سيفون، سيمان
ش) شانس، شوسه، شوفاژ، شيک، شيمي
ص) صابون
ف) فاميل، فر، فلاسک، فلش، فيله، فيبر، فيش، فيلسوف، فيوز
ک) کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کاميون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کليشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کميته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن
گ) گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گريس، گيشه، گيومه
ل) لاستيک، لامپ، ليسانس، ليست، ليموناد
م) مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتيک، ماشين، مانتو، مايو، مبل، متر، مدال، مرسي، موزائيک، موزه، مين، مينياتور
ن) نفت، نمره
و) واريس، وازلين، وافور، واگن، ويترين، ويرگول
ه) هاشور، هال، هالتر، هورا و بسياري از واژه‌هاي ديگر

--------------------------------------------------------------------------------------------------

آيا مي‌دانستيد که بسياري از واژه‌هاي عربي در زبان فارسي در واقع عربي نيستند و اعراب آن‌ها را به معنايي که خود مي‌دانند در نمي‌يابند؟

اين واژه‌ها را ساختگي (جعلي) مي‌نامند و بيشترشان ساختة ترکان عثماني است. از آن زمره‌اند:
ابتدايي (عرب مي‌گويد: بدائي)، انقلاب (عرب مي‌گويد: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، توليد (انتاج)، تمدن (مدنيه)، جامعه (مجتمع)، جمعيت (سکان)، خجالت (حيا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعي)، مسري (ساري)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملي (قومي)، مليت (الجنسيه) و بسياري از واژه‌هاي ديگر.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

آيا مي دانستيد بسياري از واژه‌هاي عربي در زبان فارسي را نيز اعراب در زبان خود به معني ديگري مي‌فهمند؟

از آن زمره‌اند:
رقيب (عرب مي‌فهمد: نگهبان)، شمايل (عرب مي‌فهمد: طبع‌ها)، غرور (فريفتن)، لحيم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسياري از واژه‌هاي ديگر.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

_________________
-*-M-*-H-*-P-*- آزادي در برپا نكردن آيين است، هرچند آزادي خود آييني ست كه هرگز برپا نمي شود -*-M-*-H-*-P-*-


آخرين ويرايش توسط mhp1289 در تاريخ دوشنبه، 20 آبان ماه ، 1387 15:12:08; دفعات ويرايش در مجموع 2 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

mhp1289
کاربر ارشد

وضعيت: آفلاين
16 آبان ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 126
محل سكونت: بندرعباس

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 20 آبان ماه ، 1387 15:01:06    موضوع مطلب: واژه هاي پارسي و بيگانه پاسخ همراه با اعلان

واژه هاي بيگانه ي پارسي و واژه هاي پارسي بيگانه!


بخش دوم
--------------------------------------------------------------------------------------------------

آيا مي‌دانستيد که ما بسياري از واژه‌هاي فارسي‌مان را به عربي و يا به فرنگي واگويي (تلفظ) مي‌کنيم؟

اين واژه‌هاي فارسي را يا اعراب از ما گرفته و عربي (معرب) کرده‌اند و دوباره به ما پس داده‌اند و يا از زبان‌هاي فرنگي، که اين واژها را به طريقي از خود ما گرفته‌اند، دوباره به ما داده‌اند و از آن زمره‌اند:

از عربي:
فارسي (که پارسي بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فيل (پيل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، ياقوت (ياکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجي (نارنگي)، سفيد (سپيد)، قلعه (کلات)، خنجر (خون گر)، صليب (چليپا) و بسياري از واژه‌هاي ديگر.

از روسي:
استکان:
اين واژه در اصل همان «دوستگاني» فارسي است که در فارسي قديم به معناي جام شراب بزرگ و يا نوشيدن شراب از يك جام به افتخار دوست بوده است که از سدة ١۶ ميلادي از راه زبان‌ تركي وارد زبان روسي شده و به شكل استكان درآمده است و اکنون در واژه‌نامه‌هاي فارسي آن را وام‌واژه‌اي روسي مي‌دانند.
سارافون:
اين واژه در اصل «سراپا» ي فارسي بوده است كه از راه زبان تركي وارد زبان روسي شده و واگويي آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعي جامة ملي زنانة روسي گفته مي‌شود كه بلند و بدون آستين است.
پيژامه:
همان « پاي‌جامه» فارسي است که اکنون در زبان‌هاي انگليسي، آلماني، فرانسوي و روسي pyjama نوشته شده و به کار مي‌رود و آن‌ها مدعي وام دادن آن به ما هستند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

آيا مي دانستيد واژه‌هاي فراواني در زبان‌هاي عربي، ترکي، روسي، انگليسي، فرانسوي و آلماني نيز فارسي است و بسياري از فارسي زبانان آن را نمي‌دانند؟

از آن جمله‌اند:
کيوسک:
که از کوشک فارسي به معني ساختمان بلند گرفته شده است و در تقريباً همة زبان‌هاي اروپايي هست.
شغال:
که در روسي shakal، در فرانسوي chakal، در انگليسي jackal و در آلمانيSchakal نوشته مي‌شود.
کاروان:
که در روسي karavan، در فرانسوي caravane، در انگليسي caravan و در آلماني Karawane نوشته مي‌شود.
کاروانسرا:
که در روسي karvansarai، در فرانسوي caravanserail، در انگليسي caravanserai و در آلمانيkarawanserei نوشته مي‌شود.
پرديس:
به معني بهشت که در فرانسوي paradis، در انگليسي paradise و در آلماني Paradies نوشته مي‌شود.
مشک:
که در فرانسوي musc، در انگليسي musk و در آلماني Moschus نوشته مي‌شود.
شربت:
که در فرانسوي sorbet، در انگليسي sherbet و در آلماني Sorbet نوشته مي‌شود.
بخشش:
که در انگليسي baksheesh و در آلماني Bakschisch نوشته مي‌شود و در اين زبان‌ها معني رشوه هم مي‌دهد.
لشکر:
که در فرانسوي و انگليسي lascar نوشته مي‌شود و در اين زبان‌ها به معني ملوان هندي نيز هست.
خاکي:
به معني رنگ خاکي که در زبان‌هاي انگليسي و آلماني khaki نوشته مي‌شود.
کيميا:
به معني علم شيمي که در فرانسوي، در انگليسي و در آلماني نوشته مي‌شود.
ستاره:
که در فرانسوي astre در انگليسي star و در آلماني Stern نوشته مي‌شود. Esther نيز که نام زن در اين کشورهاست به همان معني ستاره است.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

آيا مي دانستيد برخي ديگر از نام‌هاي زنان در اين کشور‌ها نيز فارسي است؟

مانند:
Roxane
که از واژة فارسي رخشان به معني درخشنده است و در فارسي نيز به همين معني براي نام زنان روشنک وجود دارد.
Jasmine
که از واژة فارسي ياسمن و نام گلي است.
Lila
که از واژة فارسي لِيلاک به معني ياس بنفش رنگ است.
Ava
که از واژة فارسي آوا به معني صدا يا آب است. مانند آوا گاردنر.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

_________________
-*-M-*-H-*-P-*- آزادي در برپا نكردن آيين است، هرچند آزادي خود آييني ست كه هرگز برپا نمي شود -*-M-*-H-*-P-*-


آخرين ويرايش توسط mhp1289 در تاريخ دوشنبه، 20 آبان ماه ، 1387 15:33:15; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

mhp1289
کاربر ارشد

وضعيت: آفلاين
16 آبان ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 126
محل سكونت: بندرعباس

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 20 آبان ماه ، 1387 15:27:31    موضوع مطلب: واژه هاي پارسي و بيگانه پاسخ همراه با اعلان

واژه هاي بيگانه ي پارسي و واژه هاي پارسي بيگانه!


بخش سوم
--------------------------------------------------------------------------------------------------

آيا مي‌دانستيد که اين عادت امروز ايرانيان که در جملات نهي‌کنندة خود «ن» نفي را به جاي «م» نهي به کار مي‌برند از ديدگاه دستور زبان فارسي نادرست است؟

امروز ايرانيان هنگامي که مي‌خواهند کسي را از کاري نهي کنند، به جاي آن که مثلا بگويند: مکن! يا مگو! (يعني به جاي کاربرد م نهي) به نادرستي مي‌گويند: نکن! يا نگو! (يعني ن نفي را به جاي م نهي به کار مي‌برند).
در فارسي، درست آن است که براي نهي کردن از چيزي، از م نهي استفاده شود، يعني مثلاً بايد گفت: مترس!، ميازار!، مده!، مبادا! (نه نترس!، نيازار!، نده!، نبادا!) و تنها براي نفي کردن (يعني منفي کردن فعلي) ن نفي به کار رود، مانند: من گفتة او را باور نمي‌کنم، چند روزي است که رامين را نديده‌ام. او در اين باره چيزي نگفت.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

آيا مي‌دانستيد که اصل و نسب برخي از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان فارسي در واژ‌ه‌ها عبارتي از يک زبان بيگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟

به نمونه‌هاي زير توجه کنيد:
هشلهف:
مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي I shall have (به معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند.

چُسان فُسان:
از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.

زِپرتي:
واژة روسي Zeperti به معني زتداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.

شِر و وِر:
از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.

فاستوني:
پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني مي‌گفته‌اند.

اسکناس:
از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.

فکسني:
از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است.

لگوري (دگوري هم مي‌گويند):
يادگار سربازخانه‌هاي ايران در دوران تصدي سوئدي‌ها است که به زبان آلماني به فاحشة کم‌بها يا فاحشة نظامي مي‌گفتند: Lagerhure.

نخاله:
يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

برگرفته از: يك نامه ي ناشناس در گروه اينترنتي ... !!!
با سپاس: mhp

_________________
-*-M-*-H-*-P-*- آزادي در برپا نكردن آيين است، هرچند آزادي خود آييني ست كه هرگز برپا نمي شود -*-M-*-H-*-P-*-

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   وب سایت جامع استهبان صفحه اول انجمن -> انجمن ادبی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2007 phpBB Group
صفحه اصلي |  جستجو |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

       info@stahban.com  --   stahban@gmail.com

   پیامک: 09179307194    صندوق پستی: 333-74515

استفاده از عکس ها فقط با اجازه عکاس مجاز می باشد.
استفاده از سایر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.

 power by: phpnuke


 




Bookmark and Share