صفحه ی اول
انجمن ها ی گفتگو تصاویر
صفحه ی اول انجمن ها ی گفتگو تصاویر
استهبان
تنظیمات کاربری
جستجو تماس با ما
تنظیمات کاربری جستجو تماس با ما
  کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )
امروز 31 ارديبهشت ماه ، 1391
 
 
وب سایت جامع استهبان :: نمايش موضوعات - يك داستان عبرت آموز

`

يك داستان عبرت آموز

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   وب سایت جامع استهبان صفحه اول انجمن -> مطالب جالب و متنوع

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

mehdi
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
13 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 8

ارسالارسال شده در: جمعه، 5 تير ماه ، 1388 14:31:56    موضوع مطلب: يك داستان عبرت آموز پاسخ همراه با اعلان

ماهي¬گير

يك تاجر آمريكايي نزديك يك روستاي مكزيكي ايستاده بود. در همان موقع يك قايق كوچك ماهي¬گيري رد شد كه داخلش چند تا ماهي بود.
از ماهي¬گير پرسيد: چقدر طول كشيد تا اين چند تا ماهي رو گرفتي؟
ماهي¬گير: مدت خيلي كم.
تاجر: پس چرا بيشتر صبر نكردي تا بيشتر ماهي گيرت بياد؟
ماهي¬گير: چون همين تعداد براي سير كردن خانواده¬ام كافي است.
تاجر: اما بقيه وقتت رو چيكار مي¬كني؟
ماهي¬گير: تا دير وقت مي¬خوابم. يه كم ماهي¬گيري مي¬كنم. با بچه¬ها بازي مي¬كنم بعد مي¬رم توي دهكده و با دوستان شروع مي¬كنيم به گيتار زدن. خلاصه مشغوليم به اين نوع زندگي.
تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و مي¬تونم كمكت كنم. تو بايد بيشتر ماهي¬گيري كني.
اون وقت مي¬توني با پولش قايق بزرگتري بخري و با در آمد اون چند تا قايق ديگر هم بعدا اضافه مي¬كني. اون وقت يك عالمه قايق براي ماهي¬گيري داري.
ماهي¬گير: خوب بعدش چي؟
تاجر: به جاي اينكه ماهي¬ها رو به واسطه بفروشي اونا رو مستقيما به مشتري¬ها مي¬دي و براي خودت كار و بار درست مي¬كني، بعدش كارخونه راه مي¬اندازي و به توليداتش نظارت مي¬كني و ... اين دهكده كوچك رو هم ترك مي¬كني و مي¬روي مكزيكو سيتي، بعد از اون هم لوس آنجلس و از اونجا هم نيويورك... اونجاست كه دست به كارهاي مهم تري مي زني...
ماهي¬گير: اين كار چقدر طول مي كشه؟
تاجر: پانزده تا بيست سال..
ماهي¬گير: اما بعدش چي آقا؟
تاجر: بهترين قسمت همينه، در يك موقعيت مناسب كه گير اومد مي¬ري و سهام شركت رو به قيمت خيلي بالا مي¬فروشي، اين كار ميليون¬ها دلار برات فايده داره.
ماهي¬گير: ميليون¬ها دلار، خوب بعدش چي؟
تاجر: اون وقت باز نشسته مي¬شي، مي¬ري يه دهكده ساحلي كوچيك، جايي كه مي¬توني تا دير وقت بخوابي، يه كم ماهي گيري¬كني، با بچه¬هات بازي كني، بري دهكده و تا دير وقت با دوستات گيتار بزني و خوش بگذروني .


واقعآً؟
چه پيشنهاد جالبي. آدم تمام عمرش خودشو توي دردسر بندازه در صورتيكه مي¬تونه از زندگيش لذت ببره. البته نمي¬گم كه آدم نبايد حركت كنه. اما اين رو مي¬دونم كه آدم بايد قانع باشه. اگر امروز مي¬توني از زندگيت با امكانات كم لذت ببري، لذت ببر. پيشرفت خوبه اما نه به اندازه¬اي كه آدم تمام انرژي جواني و روزهاي شيرين با خانواده بودن رو از دست بديم. من خيلي¬ها رو از نزديك ديدم كه دچار اين مشكل شدن. به خاطر كسب درآمد بيشتر كشور عزيزمون رو ترك كردن و سالهاي جووني رو به دور از خانواده در غربت كار كردن. وقتي برگشتن سالهاي شيريني فرزندشون رو نديدن. فرزندانشون با اونها غريبه بودن. يا كسي رو كه سالها پول جمع مي¬كرد و فقط به كار و درآمد فكر مي¬كرد و تمام دوستان و اقوامش رو از دست داد يعني به خاطر پول. اما حالا كه پول داره نه خانواده براش موندن نه دوست. نه لذتي در زندگي.
بهتره يكم قانع باشيم و از آنچه كه داريم لذت ببريم. به پيشرفت فكر كنيم اما نه اونقدر كه ديگه ... Rolling Eyes Wink Exclamation

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تشکر کاربران
تشکر mehdi از اين تاپيک 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   وب سایت جامع استهبان صفحه اول انجمن -> مطالب جالب و متنوع

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2007 phpBB Group
صفحه اصلي |  جستجو |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

       info@stahban.com  --   stahban@gmail.com

   پیامک: 09179307194    صندوق پستی: 333-74515

استفاده از عکس ها فقط با اجازه عکاس مجاز می باشد.
استفاده از سایر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.

 power by: phpnuke


 




Bookmark and Share