صفحه ی اول
انجمن ها ی گفتگو تصاویر
صفحه ی اول انجمن ها ی گفتگو تصاویر
استهبان
تنظیمات کاربری
جستجو تماس با ما
تنظیمات کاربری جستجو تماس با ما
  کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )
امروز 17 بهمن ماه ، 1390
 

منوي اصلي


 استهبان، شهر قرآنی
 منوی اصلی
       صفحه ی اول
       تحلیل
       درباره ی ما

 موضوعات:

       استهبان در یک نگاه
       جاذبه های استهبان
       مشاهیر استهبان
       عکس
       اخبار
       رایانه
       موسیقی
       ادبی
       نجوم
       معرفی کتاب
       استهبان و دفاع مقدس
       نور هدایت
       مخترعین و پژوهشگران
       ارتباط با مسئولین شهرستان

 امکانات:

       انجمن های گفتگو
       جستجو ی پیشرفته
       دریافت مطالب شما
       تنظیمات کاربری
       تماس با ما

آخرین ارسالها
کل موضوعات 184
کل ارسال ها 392
کل بازديد ها 100685
کل پاسخ ها 208
کل اعضا 188
آخرين 20 ارسال انجمن

داستان کوتاه
ارسال شده توسط reza870 در مورخه : پنجشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1390

خدا از نگاه ملاصدرا
ارسال شده توسط reza870 در مورخه : پنجشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1390

طنز سال نو 1390
ارسال شده توسط reza870 در مورخه : دوشنبه، 22 فروردين ماه ، 1390

مشكلات استهبان
ارسال شده توسط reza870 در مورخه : جمعه، 27 اسفند ماه ، 1389

شعر پارسي
ارسال شده توسط reza870 در مورخه : جمعه، 27 اسفند ماه ، 1389

خبر فوري
ارسال شده توسط chenareabakhsh در مورخه : جمعه، 1 بهمن ماه ، 1389

تلخ در قصابي
ارسال شده توسط saboonati در مورخه : جمعه، 1 بهمن ماه ، 1389

معرفي تارنما (سايت) هاي ادبي
ارسال شده توسط samilac در مورخه : پنجشنبه، 23 دي ماه ، 1389

معاهده ضد تجارت جعلی
ارسال شده توسط msaghaei در مورخه : يكشنبه، 23 آبان ماه ، 1389

ديكشنري شيرازي !
ارسال شده توسط chenareabakhsh در مورخه : چهارشنبه، 12 خرداد ماه ، 1389

رای گیری عرب ها برای خلیج فارس
ارسال شده توسط saboonati در مورخه : چهارشنبه، 5 خرداد ماه ، 1389

گزيده اي سخنان كوروش بزرگ
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : چهارشنبه، 5 خرداد ماه ، 1389

از انشتين
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : سه شنبه، 4 خرداد ماه ، 1389

زیبا
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : جمعه، 28 اسفند ماه ، 1388

لطیفه
ارسال شده توسط chenareabakhsh در مورخه : جمعه، 28 اسفند ماه ، 1388

ماجراهای جالب مدیریتی
ارسال شده توسط chenareabakhsh در مورخه : جمعه، 28 اسفند ماه ، 1388

عشق
ارسال شده توسط mhp1289 در مورخه : جمعه، 28 اسفند ماه ، 1388

ترين کلمه ...
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : سه شنبه، 18 اسفند ماه ، 1388

عجیب ترین سوالات از مایکروسافت
ارسال شده توسط chenareabakhsh در مورخه : جمعه، 7 اسفند ماه ، 1388

ویژگی عجیب آلبرت اینشتین!
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : چهارشنبه، 5 اسفند ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

تبلیغات
وب سایت جامع شهرستان استهبان

استهبان: گفتگو با اسماعیل پسران شبیه گردان و نقاش قهوه خانه ای استهبانی
ادبی

وب سایت جامع
شهرستان استهبان

یک عمر تلاش هنری
 گفتگو با اسماعیل پسران شبیه گردان و نقاش قهوه خانه ای استهبانی
 جواد حسینی نژاد


استان فارس، شهر استهبان، خيابان توحيد، گود زورخانه، مردی با عينک ته‌استکانی، سرِ تاس و موی سپيد و سيه‌چرده با صدايی زنگ‌دار، هم‌آهنگ با ضربی که می‌زند و زنگ زورخانه‌ای که می‌نوازد. «بسم الله الرحمان الرحيم، يا الله و يا رحمان و يا رحيم ...» شبی ديگر: همان‌جا، همان مرد، با شکمی طبل و سينه‌ای چو سپر، ميل می‌زند و کباده می‌کشد. دور تا دورت را، ديوار به‌ديوارش را قاب‌بندی کرده‌اند و در هرقاب، خوانی از هفت‌خوان رستم دستان يا رستم و سهراب يا گوشه‌ای ديگر از شاه‌نامه‌ی پير توس را کشيده‌اند. همان مرد دارد می کِشد و می کُشد سهراب را، اگر چه دوست ندارد! «تا کلاس ششم ابتدايی تحصيل کردم. سپس به‌دليل عدم توانايی مالی رها کردم و راهی شيراز شدم. مدت هفت سال در شيراز به‌شاگردی استاد ماشاالله نقاش درآمدم. در اين مدت كشيدن پرده‌هاي درويشي، وقايع عاشورا و نقاشي‌هاي سنتي را آموختم.» نهم و دهم محرم يا سيزدهم محرم يکی از همين سال‌هاست. شمرخوان، سرخ پوشيده و بر اسب نشسته و سيگاری بر لب دارد و شمشيری در دست و عينکی بر چشم. رجز می‌خواند. دور می‌زند ميدان را. شمشيرش را در هوا می‌چرخاند. «نه من شمرم، نه اين‌جا کربلا باشد...» «چون اغلب شمرخوان بوده‌ام گاهي مردم در هنگام اجرا به‌سويم سنگ، لنگه كفش و . . . پرتاب مي كردند. آخرين بار اين موضوع برايم در سال 1370 پيش‌آمد كه از هوش رفتم.» «به‌دليل تربيت در محيطي مذهبي و علاقه‌ي فراوان خودم به ائمه و به‌ويژه حضرت اباعبدالله و بهره‌مندي از صدايي خوب و علاقه به‌نوحه‌خواني از سن دوازده سالگي شروع به‌نوحه‌خواني و يادگيري تعزيه كردم و از سال 1346 تا كنون به‌برگزاري مراسم تعزيه در استهبان و روستاهاي اطراف مشغولم. تعزيه را پيش تعزيه‌خوان‌هاي قديمي استهبان از جمله مشهدي اكبر نصير (درگذشته در حدود سال 1340 خ) كه شمرخوان بود، مشهدي نادعلي (درگذشته در دهه‌ي چهل خورشيدي) كه سجادخوان بود و به‌ويژه استاد محمود روشن‌علي كه اكنون زنده است و در شيراز زندگي مي‌كند و حدود 90 سال سن دارد و به‌دليل قد بلند و صداي خوب عباس‌خوان و نيز عمرسعدخوان بود كه خود شاگرد مشهدي اكبر از اهالي محله‌ي ميري استهبان بوده است، فرا گرفتم و نسخه‌هاي قديمي را از ايشان به‌دست آوردم و اكنون يكي دو نسخه را بيش‌تر در دست ندارم. در تعزيه هاي متفاوتي در ماه هاي محرم و صفر ايفاي نقش نمودم كه بيش تر شمر خوان بودم. از جمله تعزيه هايي كه خوانده ام: 1- بردن اسرا به شام 2- طفلان مسلم 3- حضرت رقيه (خرابه ي شام) 4- امام حسن 5- ضربت خوردن حضرت علي 6- عصر عاشورا و ... و از تعزيه ي بردن اسرا بيش از سايرين خوشم مي آيد. از جمله ي كساني كه هم دوره ي من بوده اند يا با هم كار كرده ايم و تنها من از آن ميان هنوز تعزيه مي خوانم مي توانم از: 1- ماشاء الله رازی 2- اكبر پاكدل 3- رضا خوش اندام 4- علي بشكار و 5- رضا موجودي نام ببرم .» حسينيه‌ی پَنار کَزَمان، همه به‌دنبال برنامه‌های روزهای سوگواری امام سومشان هستند. با سبيل رنگ و رو رفته و شلوار و پيراهن هم‌چون سبيلش در پی هم‌آهنگی کارهای تعزيه است. بچه‌ها را گرد بياور. ابزارها را گردگيری کن. تن‌پوش‌ها را بررسی کن تا پلشت و پاره پوره نباشد. سری به‌اسب‌ها بزن. ببين چه می‌خورند و و و. «لباس مخصوص اشقيا و اوليا را در استهبان مي‌دوختيم. بعضي از وسايل مثل شمشير و سپر و كفش، تعدادي از قديم مانده بود و در دوره‌ي جديد وسايل را از اصفهان خريداري كرده‌ايم. اكنون فقط پنج شمشير از گذشته باقي‌مانده است كه قدمت هركدام از آن‌ها درحدود 200 سال است و بر روي يكي از آن‌ها نقش (لافتي الا علي ...) حك شده است كه هر پنج شمشير بر روي عَلَم حسينيه‌ي پنار در استهبان نصب شده است.» نزديکی‌های محرم و صفر است. خيابان امام‌زاده پيرمراد، حسينيه‌ی ملاعبدالله، از پله‌های سياه بالا مي‌روی. از در پنجره پنجره‌ای می‌گذری و از در پس از آن. هنوز دارد می‌کشد، رستم و سهراب را نه. می‌کِشد و می‌کُشد، عباس بی‌دست را، علی اکبر جوان را و قاسم تازه‌داماد را، علی‌اصغر شيرخواره و پدر پاره پاره تن‌اش را. و در سوی ديگر شمرذی‌الجوشن و پسر سعد جفاکار. محله‌ي كَزَمان، سه‌راه احمدی، گودالی که در آن پايه‌های آهنی ساختمانی بلند را نشانده‌اند، مگر سبز شود! ديوار و در و سقف حسينيه‌ی پای‌بيد که پيش از اين جای گودال نشسته بود در غباری به‌ياد می‌آيد. خورشيدواره‌ای بر سقف که دور آن نام چهارده پيشوای شيعيان نوشته شده است. ديواری که باز بر آن گوشه‌هايي از کربلا به‌نمايش گذاشته شده‌است. «مدتي را هم پيش آقاي اژدري در خيابان لطف‌علي‌خان زند نقاشي آموختم و از استاد حقيقي در شيراز ترنج‌كاري بر روي سقف را فراگرفتم و نيز در اصفهان نزد استاد عباس اصفهاني كه پرده‌ي درويش‌ها را مي‌كشيد، رفتم و طرح صورت ائمه را ياد گرفتم. از آثار من اكنون بر روي ديوارها و سقف زورخانه‌ي استهبان (هفت‌خوان رستم) و ديوار حسينيه‌هاي پاي‌بيد، ملاعبدالله و محله‌ي ميري (تصاويري از عصر عاشورا) و ... هنوز باقي است كه به‌خاطر ضعف در بينايي و قدرت دست ديگر قادر به‌انجام اين كار نمي‌باشم.» همه‌ی جاهايي که من فراموش کرده‌ام يا خانه‌هايي که من به‌اندرونی آن نرفته‌ام. پرده‌هايي که از اين شهر بيرون رفته يا شمايلی که نابود گشته است. همه شمايلي است از استاد اسماعيل پسران فرزند علي به‌شناسنامه‌ي شماره‌ي 124 زاده شده در1/3/1324، شهرستان استهبان.

جواد حسيني‌نژاد
استهبان

ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 20 خرداد ماه ، 1388 توسط مدیر  چاپ مطلب

 
نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : hug34nil
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد ادبی
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه ادبی:
نقد كتاب خرنامه شمس اصطهباناتي


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


صفحه اصلي |  جستجو |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

       info@stahban.com  --   stahban@gmail.com

   پیامک: 09179307194    صندوق پستی: 333-74515

استفاده از عکس ها فقط با اجازه عکاس مجاز می باشد.
استفاده از سایر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.

 power by: phpnuke


 




Bookmark and Share