صفحه ی اول
انجمن ها ی گفتگو تصاویر
صفحه ی اول انجمن ها ی گفتگو تصاویر
استهبان
تنظیمات کاربری
جستجو تماس با ما
تنظیمات کاربری جستجو تماس با ما
  کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )
امروز 18 شهريور ماه ، 1389
 

منوي اصلي


 استهبان، شهر قرآنی
 منوی اصلی
       صفحه ی اول
       تحلیل
       درباره ی ما

 موضوعات:

       استهبان در یک نگاه
       جاذبه های استهبان
       مشاهیر استهبان
       عکس
       اخبار
       رایانه
       موسیقی
       ادبی
       نجوم
       معرفی کتاب
       استهبان و دفاع مقدس
       نور هدایت
       مخترعین و پژوهشگران
       ارتباط با مسئولین شهرستان

 امکانات:

       انجمن های گفتگو
       جستجو ی پیشرفته
       دریافت مطالب شما
       تنظیمات کاربری
       تماس با ما

آخرین ارسالها
کل موضوعات 178
کل ارسال ها 383
کل بازديد ها 46000
کل پاسخ ها 205
کل اعضا 135
آخرين 20 ارسال انجمن

مشكلات استهبان
ارسال شده توسط hassan570 در مورخه : شنبه، 29 خرداد ماه ، 1389

ديكشنري شيرازي !
ارسال شده توسط chenareabakhsh در مورخه : چهارشنبه، 12 خرداد ماه ، 1389

رای گیری عرب ها برای خلیج فارس
ارسال شده توسط saboonati در مورخه : چهارشنبه، 5 خرداد ماه ، 1389

گزيده اي سخنان كوروش بزرگ
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : چهارشنبه، 5 خرداد ماه ، 1389

از انشتين
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : سه شنبه، 4 خرداد ماه ، 1389

معرفي تارنما (سايت) هاي ادبي
ارسال شده توسط mamad در مورخه : دوشنبه، 9 فروردين ماه ، 1389

زیبا
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : جمعه، 28 اسفند ماه ، 1388

لطیفه
ارسال شده توسط chenareabakhsh در مورخه : جمعه، 28 اسفند ماه ، 1388

ماجراهای جالب مدیریتی
ارسال شده توسط chenareabakhsh در مورخه : جمعه، 28 اسفند ماه ، 1388

عشق
ارسال شده توسط mhp1289 در مورخه : جمعه، 28 اسفند ماه ، 1388

ترين کلمه ...
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : سه شنبه، 18 اسفند ماه ، 1388

عجیب ترین سوالات از مایکروسافت
ارسال شده توسط chenareabakhsh در مورخه : جمعه، 7 اسفند ماه ، 1388

ویژگی عجیب آلبرت اینشتین!
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : چهارشنبه، 5 اسفند ماه ، 1388

اتفاقي عجيب در روند تاريخ
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : يكشنبه، 2 اسفند ماه ، 1388

داستان واقعی
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : يكشنبه، 2 اسفند ماه ، 1388

بچه ها ...
ارسال شده توسط saboonati در مورخه : سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388

دو شعر بسیار جالب
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : جمعه، 9 بهمن ماه ، 1388

دو دوست
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : جمعه، 9 بهمن ماه ، 1388

آداب زندگي
ارسال شده توسط gilchalani در مورخه : شنبه، 3 بهمن ماه ، 1388

شيوه جديد دزدان
ارسال شده توسط Rishsefid در مورخه : سه شنبه، 22 دي ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

تبلیغات
وب سایت جامع شهرستان استهبان

استهبان: نیم نگاهی به كتابِ ارتباطِ مبهم
كتاب

 

وب سایت جامع شهرستان استهبان

نیم نگاهی به كتابِ »  ارتباطِ مبهم«

نوشته‏ی فروغ اصطهباناتی

    فروغِ اصطهباناتی دومین بانویی از این دیار است كه رُمانی را با این حجم و كیفیت به‏رشته‏ی نگارش درآورده است. نخستینِ آن  » عصمت مقتدری«  است با كتابِ  »شبی كه سحر نداشت  « و اینك افتخاری دیگر و كتابی دیگر. فروغ اصطهباناتی دكترای دارو سازی دارد و خود را هفتمین فرزندِ خانواده می‏داند. جای بسی خوشوقتی است كه نامِ خانوادگی‏اش را از اصطهباناتی به‏چیزِ دیگری مُسمی نكرده است. زیرا همین واژه‏ی اصطهباناتی علاوه بر پای‏بندی به اصالتِ خانوادگی نویسنده‏اش، انگیزه و علاقه‏ای وافر در میانِ همشهریانش ایجاد كرده است تا به‏هر طریقِ ممكن كتاب را به‏دست آورند و به‏مطالعه‏اش بنشینند.

    كتاب را دوستِ نازنینم آقاى جلیل صبوری به‏بنده هدیه دادند و با شوقِ فراوان خواندنش را آغاز كردم و پس از 11 ساعت در آخرین روز از سالِ 1387 آن را بر زمین گذاشتم.

    كتاب، در همین سال (1387) توسطِ انتشاراتِ منوچهری در تهران با 388 صفحه و به‏قیمتِ 8000 تومان به‏چاپ رسیده است.

    نثرِ شیوا و عاری از تكلف و پیچیدگی‏های مرسوم، از ویژه‏گی‏های بارزِ این رُمان است. رمان در یك فضای رئالیستی با رگه‏هایی از رومانتیك شكل می‏گیرد. شخصیتِ محوری رمان یك زن است به‏نام ِ  »پری« از اهالی رامسر كه شوهری دارد آبادانی به‏نامِ  »محمود« كه در آمریكا زندگی می‏كنند. »پری« برای دیدنِ پدر و مادرش به‏ایران می‏آید تا علاوه بر تجدیدِ دیدار، بچه‏ای را هم كه در شكم دارد در ایران به‏دنیا بیاورد.

    بچه به‏دنیا می‏آید و چون پسر است در همین ایران خودمان، ختنه می‏شود و چند ماهی سپری می‏شود تا دوباره  »پری« عازمِ آمریكا گردد. از رامسر تا تهران با هواپیما خود را به‏فرودگاه مهرآباد می‏رساند تا به‏هواپیمایی برسد كه قصدِ خروج از ایران را دارد. همه‏ی كارها به‏سرعت و سهولت انجام می‏پذیرد ولی آن كاری كه نباید بشود می‏شود و آن تعویضِ بچه‏ی خودش با فرزندِ دیگری است كه هر دو در یك كالسكه‏ی هم‏شكل و همرنگ و هم‏اندازه با پتویی یكسان و یكرنگ كه بر روی آن‏ها كشیده شده است، صورت می‏گیرد.

    این جابه‏جایی زمانی آشكار می‏گردد كه بر فرازِ آسمان‏اند و بچه گریه می‏كند و شیر می‏خواهد. پری ناگهان جیغ می‏كشد و بچه را رها می‏كند. در پی پرسش از  »پری« او می‏گوید: بچه‏ی من شكلِ پدرش بود با موهای وِزوِزی سیاه و رنگِ صورت سبزه و چشمانِ مشكی. نه این بچه‏ای كه موهایی بور دارد و چشمانی زاغ.«

    كسی حرفِ پری را باور نمی‏كند. حتی می‏گوید:  »من بچه‏ام را ختنه كرده‏ام و از او عكس گرفته‏ام. «

    باز گوشِ شنوایی نیست. تنها مهماندارِ هواپیماست كه او هم،  »پری«  را مالیخولیایی می‏پندارد. در این‏جاست كه به‏توصیه‏ی دكتر یك آمپولِ خواب‏آور به‏او تزریق می‏كنند. شدتِ خواب‏آلودگی این آمپول تا بدان حد است كه حتی به‏هواپیای بعدی هم كه منتقلش می‏كنند بیدار نمی‏شود. هنگامی خود را درمی‏یابد كه در فرودگاه لُس آنجلسِ آمریكا بر زمین نشسته است....

    رمان از این جا آغاز می‏شود. از این توصیفِ تصنعی كه بگذریم مابقی رمان در یك روالِ منطقی پیش می‏رود. همه چیز طبیعی است و خواننده پیگیرِ ماجراهاست. حالتِ تعلیقی كه نویسنده موفق به خَلقِ آن شده است خواننده را با علاقه‏مندی به‏دنبالِ خود می‏كشد.

    شخصیت‏ها به‏خوبی توصیف شده‏اند و نویسنده به‏درستی از زمان و مكان بهره گرفته است و فضایی ملموس آفریده است. علاوه بر این ویژگی‏ها، از توصیفِ صحنه زیبایی برخوردار است.

    آن چه كه قابلِ نقد است این كه اگر چه شخصیتِ اصلی رمان در آمریكا زندگی می‏كند ولی خواننده با فضای ایجاد شده در رمان چندان توفیقی در شناختِ از آمریكا پیدا نمی‏كند و نویسنده تقریباً با دادنِ چند شعارِ ضدِ آمریكایی از قیبلِ گرانی، بیكاری، تبعیضِ نژادی، خشك بودنِ روابطِ انسانی و عاری بودن از عواطف انسانی، اكتفا كرده و می‏گذرد. از این موارد كه بگذریم وقایعِ این رمان می‏تواند در هر كجای جهان واقع شود. می‏توان گفت كه اسمِ شهرها و مكان‏ها قراردادی است. حتی می‏توان نامِ آن‏ها را از صفحاتِ كتاب پاك كرد و شهرها و كشورهای دیگری گذاشت. زیرا ما به‏غیر از نوعِ غذا، با مطالبی كه خواننده را به محیطی كه شخیصت‏ها در آن نَفَس می‏كشند و زندگی می‏كنند آشنا نمی‏كند. البته شاید این موضوع وظیفه‏ی این رُمان نباشد.

    و اما با همه‏ی حُسنی كه این كتاب دارد متأسفانه مبرا از غلط‌های چاپی و پاراگراف‏بندی نیست. زیرا در پایانِ بیانِ گفتارِ یك شخصیت، بدونِ این كه فاصله‏گذاری رعایت شود و گفتمانِ شخصیتِ دیگری را پشتِ گفتارِ شخصیتِ قبلی نیاید، آمده است و همین اَمر باعثِ سردرگمی خواننده می‏شود.

    نكته‏ی دیگر این كه در پاره‏ای وقت‏ها، بینِ راوی و شخصیتِ اصلی  »پری«  تفاوتى قائل نیست و این یگانگی دو شخصیت (نویسنده و شخصیتِ محوری رمان) موجبِ تنزلِ اثر و سر درگمی خواننده می‏گردد. اى كاش در چاپِ بعدی اصلاحِ این نكته‏ها رعایت می‏شد اگر چه بر حجمِ كتاب هم افزوده می‏گردید ولی ارزشِ این كار را داشت.

    یكی دیگر از ضعف‏های داستان، لغات و اصطلاحاتی است كه از زبانِ كودكِ رُمان جاری است. در واقع این گفته‏های نویسنده است كه از زبانِ یك كودكِ هشت ساله جاری می‏شود. هیچ كودكی توانِ گفتنِ چنین مطالبی را ندارد. به‏این جملات كه در پی پرسش از یك كودكِ هشت ساله در ارتباط با شكستگی و كوتاه و بلند بودنِ پاهایش كه در اثرِ تصادف حادث شده است دقت كنید:

»  ـ بله ولی می‏خواستی فكرِ مرا بپیچانی كه به‏پایم فكر نكنم. خاله پری! پای من یك حقیقت است كه من خودم آن را باور كرده‏ام! درست است كه آرزو دارم سالم شود و درست راه بروم ولی اگر خدای نكرده، خدای نكرده بعد از این عمل باز هم درست نشود، من زندگیم را پذیرفته‏ام. « (صفحه 209)

و اما جمله‏هایی نارسا و معیوب كه از زیرِ نظرِ ویراستارِ محترم خانم لیلا خجسته راد گریخته است:  »نه مامانم مدیر مدرسه است. باید چادر سرش كند. تازه همیشه هم نماز نمی‏خواند، گاهی یادش می‌رود. ولی وقتی من نمازخواندن را یاد گرفتم. بلدی؟« (صفحه 208)

»  ـ وقتی من یاد گرفتم برای گیم خرید. خیلی بازی كردم كیف دارد نه؟« (صفحه 208)

    با آرزوی توفیق برای نویسنده‏ی محترم و با بیانِ یك جمله‏ی زیبا از كتاب، سخن را به‏پایان می‏بریم: »وقتی از تلفن‏خانه برمی‏گشت باران می‏آمد، هم از آسمان و هم از چشمانِ او.« (صفحه 208)

    محمدرضا آل‏ابراهیم،  8/1/1388

 

ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 27 فروردين ماه ، 1388 توسط مدیر  چاپ مطلب

 
نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : dig14vuk
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد كتاب
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه كتاب:
كتاب شمس اصطهباناتی


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


صفحه اصلي |  جستجو |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

       info@stahban.com  --   stahban@gmail.com

   پیامک: 09370157878    صندوق پستی: 333-74515

استفاده از عکس ها فقط با اجازه عکاس مجاز می باشد.
استفاده از سایر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.

 power by: phpnuke


 




Bookmark and Share