صفحه اصلی / فرهنگ استهبان / شهر خوبم ای استهبان من

شهر خوبم ای استهبان من

‹‹استهبان من››

اندر این دنیای پرنقش و نگار
هست شهری مملو از جنبش وکار
آسمانی صاف و بی گرد و غبار
نام نیکش گویمت جانان من

شهر خوبم ای استهبان من

خاک حاصلخیز و آبی بس زلال
آن چناران پر از فر وجلال
هر دو سویش از جنوب واز شمال
می فشاند عطر بر دامان من

شهر خوبم ای استهبان من

مهد انجیر و انار و زعفران
سرزمین مردمان خوش زبان
دارد این شهر نعمت بیکران
نعمتش افزون کند ایمان من

شهر خوبم ای استهبان من

بینم هر روز گنبد پیر مراد
دست آرم سوی رب عدل و داد
ای خدا دورکن از کین و عناد
قلب ما را ای بزرگ یزدان من

شهر خوبم ای استهبان من

مسجد جمعه، سید شمس دین
آسیاب و چشمه قهری را ببین
این چنار آب بخش اندر زمین
شد مسبب بابت حیران من

شهر خوبم ای استهبان من

دارم اندر سینه ام مهرت فزون
مهر تو در سینه ام باشد چو خون
دوستت دارند هم درون و هم برون
ای زمین و ماه و هم کیوان من

شهر خوبم ای استهبان من

(کیوان شرافتی)

این مطلب را نیز بخوانید

از فرهنگ نامه استهبان رونمایی شد

در هفته استهبان و در همایش فرهنگ استهبان و حکمت از فرهنگ نامه استهبان رونمایی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *